سبکها و مکتبهای هنری

سبکها و مکتبهای هنری

اکسپرسیونیسم:

این سبک وگرایش فلسفی نهان پشت آن،صرفا به مکتب نقاشی آلمانی سده بیستم که باهمین نام شهرت دارد محدود نمی شود.این سبک بسیار متاثر ازگرایشاتی است که معمولا به عنوان رمانتیک ازآنها یاد میشود.معمولا برای توصیف جنبشهای هنری مشخصی در آلمان بین سالهای1905 تادهه1920اطلاق می شود وبه دوگروه عمده تقسیم می گردد:گروه پل که ویژگی کاملا آلمانی دارد وسوارکار آبی که جهانی تر می باشد.

اکسپرسیونیسم انتزاعی:

توصیف گرجنبشی در هنرانتزاعی است که طی سالهای دهه 1940درنیویورک ابداع ورواج یافت.این اصطلاح به برخی از آثارنقاشی انتزاعی کاندینسکی به کار می رود،اما نخستین بارهنگامی که برای توصیف آثارآرشیل گورکی وجکسون پولاک به کاررفت،فراگیرشد.

امپرسیونیسم:

دربهار1874گروهی ازهنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام متشکل ازنقاشان،مجسمه سازان،حکاکان و…گرد هم آمدند.آنان یک استودیوی عکاسی را برای نمایش آثارشان اجاره کردندوآثار خودرا به معرض دید عموم نهادند.با این کار آنها ناآگاهانه خصمانه ترین وشدیدترین واکنشهارا که تا آن هنگام دنیای هنری پاریس با آن مواجه شده بود برانگیختند واین خود به الگویی برای دستور العمل تقریبا تمامی ایده های  هنری طی پنجاه سال بعدش بدل شد.

پست امپرسیونیسم:

این اصطلاح به گرایشهای مختلفی در نقاشی اطلاق می شود که بین سالهای 1880تا1905 به ویژه در فرانسه تداوم بخش سبک امپرسیونیسم شدند ویا در واکنش به آن شکل گرفتند.هریک از این هنرمندان روش کاملا متفاوتی دررد طبیعت گرایی ودلمشغولی به جلوه های گذراکه مشخصه امپرسیونیستها بود اختیارکردند.برای مثال سوراونئوامپرسیونیسم کوشش خودرابرتحلیل علمی تر رنگ متمرکز کردند.

رئالیسم تخیلی:

نام مکتب نقاشی که درحدود سال1945در وین ظهور یافت وبه عنوان نقاشی نمونه وار پس ازجنگ در اطریش مورد توجه قرار گرفت.هنرمندان این مکتب،واقعگرایی دقیق رابادنیای تخیلی رویایی افسانه پریان در هم آمیختند.این هنرمندان علارغم روشهای نقاشی بسیار متنوع وکیفیات متفاوت آثارشان همگی در علاقه به هنر گذشته،به ویژه آثارپیتربروگل ونیز مشخصه ادبی وروایی نقاشی مشترک بودند.

رئالیسم نو:

اصطلاحی که در اواخردهه1950واوائل1960به واکنش فراگیری در مقابل اکسپرسیونیسم انتزاعی اطلاق  می شد که مرتبط بابه کار گیری تصاویرواقعگرایانه روزمره مأخوذازرسانه های جمعی ونیز کاربرد اشیاء واقعی معمولا کالاهای روزمره مصرف کننده به صورت کلاژ یابه صورت الصاق برروی تابلو نقاشی بود.

رنسانس:

معنای تحت الفظی رنسانس نوزایی است به جنبش فرد گراوهنری اطلاق میشود کهدر سده چهاردهم میلادی در ایتالیا آغازشد ودر سده شانزدهم در همان جا به اوج شکوفایی خود رسید وآنگاه به طرق کاملا متفاوت ومتنوعی در سراسر اروپا گسترش یافت.

روکوکو:

سبکی در هنرومعماری که مشخصه آن درخشندگی،شکوه،نشاط وصمیمیت است.در حدود سال 1700در فرانسه ظهور کردو طی سده هجدهم در سرتاسراروپاگسترش یافت.این اصطلاح در معنای وسیع ترش صرفا به مثابه عنوانی برای یک دوره خاص-یاعصرروکوکو-بکار برده می شود.

سمبولیسم:

معنای تحت الفظی سمبولیسم،نماد گرایی است.سمبولیسم جنبشی نامنسجم در هنربود که دردهه های 1880و1890درارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیستی در شعرفرانسه ظهوروشکل یافت.این جنبش واکنشی بود به اهداف طبیعت گرایانه مکتب امپرسیونیسم ونیزبه اصول رئالیسمی کور به وضع شد.نقاشی اساسا هنری عینی است وفقط می تواند شامل بازنمایی چیزهایی شود که واقعی وموجودند.شیءانتزاعی به قلمرونقاشی تعلق ندارد.

سوررئالیسم:

جنبشی درهنروادبیات که طی دهه های1920-1930درفرانسه شکل گرفت.بنای این مکتب ادبی وهنری بر اصالت خیال،رویاوتداعی آزادوتصورات ضمیر ناخودآگاه است.واقعیت برتر نزدهنرمندسورئالیست نه تصاویروترکیبات عالم واقعی ومادی،بلکه توهمات،تداعیهای ترکیبی وتصورات نامتجانس وغیر معقول ناخود آگاه است.

فوویسم:

سبک نقاشی مبتنی بر کاربرد اغراق آمیزازرنگهای غیرطبیعی وتند،که اولین جنبش پیش روی هنراروپا بین آغاز سده بیستم تا آغاز جنگ جهانی اول محسوب می شود.این جنبش نیز همچون جنبش امپرسیونیسم،نام خود را مدیون توصیف کنایه آمیزیک مننتقد است.

کوبیسم:

دومرحله عمده در طی دوره بلوغ کوبیسم قابل تشخیص است:کوبیسم تحلیلی وکوبیسم ترکیبی.دردوران کوبیسم تحلیلی تاکید بیشتر بر فرآیند جستجوی بصری در ویژگیهای اساسی موضوعات آتلیه ای به ویژه تصاویری ازطبیعت بی جان بود.هنرمند حول موضوع نقاشی خود که درمرکزتابلوقرار میگیردگردش میکندوآن رااززوایای مختلف می نگردو مجموعه ای از نقاط دیدوپرسپکتیوهای مختلف رادر اثر خود ارائه می نماید در این آثار توجه به رنگ یا تقریبا نادیده انگاشته می شود ویا شدیدا به چند مایه رنگ آبی،خاکستری،یا قهوه ای روشن که هماهنگ باسنگینی حجمهای موجود در نقاشی است محدود می شود.در مرحله کوبیسم ترکیبی رنگ واپس می نشیندوهنرمندبا کلاژکلمات حروف وبافتهای نامقبول سطح تابلو را پر می کند.معمولا از سطوح واقعی همچون لینولئوم،کارتون،کاغذ دیواری یا روزنامه در سطح کار نقاشی استفاده می شود.

نئوامپرسیونیسم:

این اصطلاح رافیلیکس فینیون1861-1944منتقد در سال 1886برای جنبشی در نقاشی فرانسه ابداع کرد که هم منبعث از جنبش امپرسیونیسم بودوهم واکنشی بوددربرابر آن.براصول علمی استوار بودوبه ترکیب بندی های دقیقا صورت بندی شده منتج می شد.سورابرجسته ترین هنرمند این جنبش بودوسینیاک (که اصلی ترین نظریه پرداز این جنبش محسوب می شود)و(برای مدتی)کامی پیسارودیگر پیشروان این سبک بودند.این هر سه اثارنئوامپرسیونیستی خود را در آخرین نمایشگاه امپرسیونیستی در سال1886 به نمایش گذاشتند.

………………………………………………………………………………………………………….

جهت مشاوره رایگان با شماره های 22767387و 09375806948 تماس حاصل فرمایید.

 

آموزش سبکهای هنری